الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
86
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
كتابش ( اصل انواع ) تصريح مىكند كه من در عين قبول تكامل انواع ، خدا پرستم ، و اصولا بدون قبول وجود خدا نمىتوان تكامل را توجيه كرد . به اين عبارت دقت كنيد : « او با وجود قبول علل طبيعى براى ظهور انواع مختلف جانداران ، همواره به خداى يگانه ، مؤمن باقى ميماند ، و تدريجا كه سن او افزايش حاصل مىكند احساس درونى مخصوصى به درك قدرتى ما فوق بشر در او تشديد مىگردد ، به حدى كه معماى آفرينش را براى انسان لا ينحل مىيابد » ( 1 ) . اصولا او معتقد بود كه هدايت و رهبرى انواع ، در اين پيچ و خم عجيب تكامل ، و تبديل يك موجود زنده بسيار ساده به اين همه انواع مختلف و متنوع جانداران بدون وجود يك نقشه حساب شده و دقيق از طرف يك عقل كل امكان پذير نيست ! راستى همچنين است آيا از يك ماده واحد و بسيار ساده و پست ، اينهمه مشتقات شگفتانگيز و عجيب ، كه هر كدام براى خود تشكيلات مفصلى دارد ، به وجود آوردن بدون تكيه بر يك علم و قدرت بى پايان امكان پذير است ؟ نتيجه اينكه : غوغاى تضاد عقيده تكامل انواع با مساله خداشناسى يك غوغاى بىاساس و بى دليل بوده است ( خواه فرضيه تكامل را بپذيريم يا نپذيريم ) . تنها اين مساله باقى مىماند كه آيا فرضيه تكامل انواع با تاريخچه اى كه قرآن براى آفرينش آدم ذكر كرده است تضادى دارد يا نه ؟ ! كه ذيلا از آن بحث مىشود . قرآن و مساله تكامل جالب اينكه هم طرفداران تكامل انواع و هم منكران آن يعنى آنها كه در
--> ( 1 ) داروينيسم نوشته محمود بهزاد صفحه 75 و 76 .